قصه حضرت آدم (ع) Course of the story of Adam
بسمه تعالی
در داستان آفرینش و آنجایی که ابلیس بر حضرت آدم (ع) سجده نکرد و با خداوند
رحمان در مقام مخاصمه در آمد و گفت که :
سوره مبارکه اعراف:
قَالَ فَبِمَا أَغْوَيْتَنِي لأَقْعُدَنَّ لَهُمْ صِرَاطَكَ الْمُسْتَقِيمَ ﴿۱۶﴾
گفت پس به سبب آنكه مرا به بيراهه افكندى من هم براى [فريفتن] آنان حتما بر
سر راه راست تو خواهم نشست (۱۶)
سوره مبارکه حجر:
قَالَ رَبِّ بِمَآ أَغْوَيْتَنِي لأُزَيِّنَنَّ لَهُمْ فِي الأَرْضِ وَلأُغْوِيَنَّهُمْ أَجْمَعِينَ ﴿۳۹﴾
گفت پروردگارا به سبب آنكه مرا گمراه ساختى من [هم گناهانشان را] در زمين برايشان
مىآرايم و همه را گمراه خواهم ساخت (۳۹)
در اینجا شیطان تقصیرش را بر گردن نگرفت و فهمید که اشتباه کرده است و گمراه
شده است اما معذرت خواهی نکرد و پا روی حق گذاشت و دشمنی آغاز کرد.اما
حضرت آدم (ع) وقتی که اشتباه و نافرمانی کرد و مورد عتاب قرار گرفت به شدت
پشیمان شد و عذر تقصیر خواست.
اولین درس و نکته این است که آدم اگر هم اشتباه و خطایی کرد و متوجه شد
بایستی عذرخواهی کند و به خاطر نفع و هوی و هوس خودش پا روی حق نگذارد.
اما این آیات پرسشی را در ذهن من برانگیخت.که هدایت و گمراهی از جانب خداست
و بارها این مطلب در قرآن مجید آمده است
سوره مبارکه ابراهیم :
وَمَا أَرْسَلْنَا مِن رَّسُولٍ إِلاَّ بِلِسَانِ قَوْمِهِ لِيُبَيِّنَ لَهُمْ فَيُضِلُّ اللّهُ مَن يَشَاءُ وَيَهْدِي مَن يَشَاءُ
وَهُوَ الْعَزِيزُ الْحَكِيمُ ﴿۴﴾
و ما هيچ پيامبرى را جز به زبان قومش نفرستاديم تا [حقايق را] براى آنان بيان كند
پس خدا هر كه را بخواهد بىراه مىگذارد و هر كه را بخواهد هدايت مىكند و اوست
ارجمند حكيم (۴)
پس چرا شیطان مورد عتاب قرار گرفت؟
در گمراهی و هدایت موجودات حکمت الهی است که تعیین کننده است و به خاطر
هدف و اهدافی بعضی هدایت و بعضی گمراه می شوند.
در حقیقت ما اختیار چندانی نداریم و اختیار ما در محدوده هایمان است و فراتر
نمی رود.همانطوری که ندانسته ها و جهل ما نسبت به دانش ما بسیار بسیار بسیار
بیشتر است آزادی ما هم نسبت به جبر ما همینطور است.
شیطان با اینکه اختیار داشت که عذرخواهی بکند و بی ادبی نکند اما این کار را نکرد
و انیت و تکبر کرد و به این خاطر انیت و تکبر است که نکوهیده و رانده از مقامش
فرود آمد.
نکته و درس دیگری که می توان فهمید این است که در این پرده عالم ما بیشتر نقش
بازی میکنیم .هر کس نقشی در این عالم ایفا می کند بعضی پیامبر و بعضی فرعون
می شوند و نقش هایی میان این دو.
نقش هایی که ما داریم متاثر از بسیاری از عواملی که در اختیار ما نیست ، میباشد و
تا حد زیادی می توان گفت این نقشها به ما داده شده است و ما با استفاده از اختیارمان
می توانیم این نقش ها را تعدیل و یا جابجا کنیم.این نقشها توسط پروردگار عالم به
ما داده شده است تا اسماء الهی متجلی شوند پس بیایید نقش هایمان را به تمام و
کمال با تمام جزئیات و خوبی و بدی هایش بپذیریم(هوش ، قیافه ، شخصیت ، خانواده
، ثروت و روزی ، ارتباطات و ... را بطور کامل قبول کنیم. ).
نقش هایی که خدا به ما داده است!
این پذیرش و آگاهی بسیار موثر و آرامش بخش است و انسان از هستی و پروردگارش
راضی و خشنود می شود و شاکر آنچه که هست و دارد می شود و خلقش خوش
میگردد (اولین و مهمترین تغییر به واسطه پذیرش به سادگی روی می دهد) و از
سرکوبگری خویش که امری بسیار شایع است منصرف میگردد و اگر در این امر استقامت
ورزد به حالت رضا و خرسندی می رسد و تمامی نقایص اخلاقی و رفتاری انسان
در پرتو این پذیرش و تسلیم ، بهبود و شفا می یابد و مورد رضایت الهی نیز قرار می گیرد.