کودکی تا بلوغ (آدم و حوا)
بسمه تعالی
برای ما تا قبل از بلوغ جنسیت چندان برایمان مهم نیست و تقریبا در آن دوران هم مرد ایم و هم زن!
چه از نظر ظاهری و چه باطنی!
اروپائی ها به این حالت هرمافرودیت می گویند.یعنی هم مرد و هم زن.
در دوران قبل از بلوغ زیبائی های زندگی شکوفاست!رنگ ها به شدت احساس می شوند.
مزه ها واقعا چشیدنی است.لذت های چشم و گوش بسیار است.لیکن بعد از بلوغ
و شروع گرداب های شهوانی حس انسان به تدریج فرو می افتد و ذره ذره این زیبائی ها
و لذت های زندگی کم رنگ و کم رنگ تر می شوند.
احساس ها کم می شوند و ذهنیت ها گسترده تر می شوند.
تا اینکه با بالاتر رفتن سن انسان ، از احساس تهی می شود و زندگی بدون حس ،
چون تفاله ای پوچ ادامه می یابد.
چگونه می توان نشئه های کودکی را حفظ کرد؟!شبیه قصه آدم و حواست!
آنها فارغ از اندام های جنسی در باغ بهشت گردش می کردند و خوش بودند و شیطان
با وعده جاودانگی (فرزند آوری و تداوم نسل) آنها را فریفت و اندام های جنسی آنها را
برایشان نمایان کرد و آنها از نیروهای الهی به در آمدند و فرو افتادند به گرداب جنسیت!
از بالای ستون فقرات به انتهای ستون فقرات!
و اتحاد از بین رفت و دشمنی ها آغاز شد!