شناخت خدا- عالم درون -ذهن و روان- عرفان

مقدماتی در مورد  شناخت خدا- عالم درون -ذهن و روان- عرفان

تسلیم و هماهنگی و تصفیه

کلماتی از دون خوان ماتوس:

بدون هیچ معطلی به آن تن در می دهند برای ساحران هیچ تعمق ،

هیچ حیرتی یا پرسشی وجود ندارد.

آنها می دانند تنها چیزی که دارند این امکان است که باقصد بیکرانگی

 یکی شوند و فقط همین کار را می کنند.

کتاب کرانه فعال بی کرانگی  بخش "واقعا خوان ماتوس که بود؟"

این کلمات دون خوان در مورد سلوک و عملکرد آنها در تعاملات هستی است

 که همان تصفیه و تزکیه درون  از هستی و منیت است و تسلیم بی چون چرا

بودن که  توحید افعالی است. که هر چه واقع می شود حق است!

 

 

 سالکان رهرو خود را وفق می دهند.آنها هر جایی میروند که ممکن

است انگیزه آنها را ببرد.قدرت سالکان رهرو این است که گوش

 به زنگ باشند تا از کمترین انگیزه حداکثر تاثیر را بگیرند و مهمتر از

همه آنکه اقتدار آنان در این است که مداخله نمی کنند.وقایع نیرویی

 دارند ، نیروی جاذبه ای از خودشان  و رهروان فقط رهرو اند.

همه چیز در اطراف آنان صرفا برای چشمانشان است.

رهروان به این طریق معنای هر وضعیتی را تدوین می کنند،

 بی آنکه هیچگاه بپرسند چگونه به این یا آن طریق روی داده است.

 کتاب "کرانه فعال بیکرانگی" صفحه:200

 

هیچ راهی نیست که آن مکان را به اراده خود برگزینی. ساحران

می گویند که سکوت درونی آن را بی هیچ اشتباهی و به طور

دقیق بر می گزیند.ساده است، اینطور نیست؟

سپس برایم پیچیدگی های گزینش را توضیح داد.گفت که این

 گزینش برای سالکان رهرو در واقع عمل گزینش نیست ، بلکه

 بیشتر این اقدام است که به خواسته های بیکرانی به نحوی

برازنده رضایت دهیم.

او گفت:

بی کرانگی بر می گزیند. هنر سالکان رهرو مبتنی بر این توانایی

 است که با سبکترین اشاره حرکت کنند ، در واقع هنر رضایت دادن

 به هر گونه فرمان بی کرانگی است.برای همین سالکان رهرو نیاز

 به جرئت ، نیرو  و مهمتر از هر چیز دیگری هشیاری دارند.تمام اینها

 با یکدیگر وقار و برازندگی را نتیجه می دهد.

 کتاب "کرانه فعال بیکرانگی" صفحه:228

 

 

+ نوشته شده در  دوشنبه چهارم دی ۱۳۹۱ساعت 11:16  توسط کیان دیده  | 

ناوالیسم

بسمه تعالی

سلام بر همه شما عزیزان و عاشقان

بنده قبلا بسیار به موضوعات مطرح شده در کتابهای کارلوس کاستاندا اعتقاد داشتم و هنوز هم بر این باورم که بسیاری از مطالب ارایه شده ناب و عالی و حقیقی هستند اما جدیدا متوجه شدم که ضعف هایی هم در این سیستم ناوالیسم یا ساحری یا طریقت تولتک ها هست

۱- در این روش عقل و قدرت تمیز انسان اصالتی ندارد و روشی است که صرفا به جنبه های عملی می پردازد و بسیار کم به جنبه های نظری پرداخته شده است.مثلا موضوع معاد و اینکه کار خوب شما و کار بد شما با هم مساوی نیستند و اثرات بعدی آنها متفاوت است(معاد) در این روش مسکوت مانده است.

۲-چون اعتقاد به معاد وجود ندارد لذا ترس از مرگ بسیار گسترده است و شرافت انسانی ضعیف می شود یعنی جاهایی هست که دون خوان گفته یک سالک با دروغ های حقیر وقتش را تلف نمی کند اما ایستادگی برای راستی و حقیقت تا پای جان در این روش معنا ندارد و اهمیت جان خط قرمز این روش است زیرا اگر بمیری یعنی اینکه خوراک مغناطیس عظیم حیات جهان (عقاب) شده ای و هیچ ثواب و عقابی برای کارهای شما متصور نیست.

به نظر میرسد در نظام ناوالیسم مرگ پایان کار است  و هیچ بخشی از انسان بعد از مرگ باقی نمی ماند اما

 شخص نویسنده به تجربه دیده است که کسی مرده است  اما به علت تعلقاتی که داشته است (مثلا فرزند

 کوچکی داشته است ) به خواب نزدیکان آمده است و سفارشاتی و یا تقاضاهایی کرده است حتی با وجود

 اینکه ماهها از مرگش گذشته  است.

۳-این روشی است که اگر نتوانی به فنا (تبدیل شدن به انرژی مطلق یا آگاهی مطلق) برسی کلا باخته ای یعنی یا سیاه سیاه یا سفید سفید و هیچ حد وسطی در آن نیست.زیرا معاد در این روش نیست.لذا افراد بسادگی در آن مایوس می شوند.

 

 

 

 

+ نوشته شده در  سه شنبه پنجم مهر ۱۳۹۰ساعت 11:36  توسط کیان دیده  | 

مرور دوباره تولتکی و محاسبه اعمال2

برگرفته از كتابهاي كارلوس كاستاندا

- مرور دوباره با تشكيل فهرست مردمي كه مي شناسيم از زمان حالا تا صدر زندگي است و به ياد آوردن تمام چيزها در مورد آن اشخاص ، و در ضمن به ياد آوري نفس هاي آرام مي كشيم و سر را از راست به چپ حركت مي دهيم .

فهرست از مهمترين فرد در حال حاضر شروع مي شود و به مامان و بابا ختم ميگردد.

- وقتي كه زندگي خود را مرور مي كنيم تمام باز مانده ها به سطح مي آيد و ما متوجه ناسازگاريهايمان مي شويم ، ولي چيزي در ما مقاومت فوق العاده اي در برابر مرور دوباره مي كند. ساحران(سالكان تولتكي) ميگويند فقط بعد از بلوايي عظيم ، بعد از آنكه بر پرده خاطراتمان واقعه اي ظاهر شد كه چهار ستون ما را با وضوح وحشتناك جزئيات تكان دهنده لرزاند ، جاده آزاد است . واقعه عملا ما را به    لحظه اي مي كشاند كه آنرا زندگي كرده ايم. ساحران(سالكان تولتكي) آن واقعه را راهگشا       مي نامند.زيرا از آن به بعد هر واقعه اي را كه حس مي كنيم ، ديگر بار تجربه مي كنيم و صرفا به ياد نمي آوريم.

- قدرت مرور دوباره اين استكه تمام آشغالهاي زندگي را بر هم مي زند و به سطح مي آورد.

- فرضيه ساحران (سالكان تولتكي) اين است كه به منظور آنكه چيزي را وارد كنند بايد فضايي باشد تا آنرا در آنجا بگذارند. اگر تا آخرين حد با اقلام زندگي روزمره پر باشند هيچ جايي براي چيزهاي جديد نيست.اين فضا،مكان بايد ساخته شود.مرور دوباره اين كار را ميكند و خيلي بيشتر از اينها را هم!

- مرور دوباره ذهن حقيقي را افزايش مي دهد و انتصاب بيگانه(ذهن دروغين) را از هم مي پاشدو آدمي را از نحو كلام خويش بيرون مي كشاند.

- ساحران (سالكان تولتكي) پشت پاها را انبار گذشته شخصي فرد مي دانند . پس بيا راه برويم!

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و دوم آذر ۱۳۸۹ساعت 10:45  توسط کیان دیده  | 

مرور دوباره(تکنیک تولتکی) در اسلام

با سلام و درود

دوستان در این جا میخواهم بطور مختصر تطبیقی بین سنگ بنای "هنر کمین و شکار" در طریقت تولتکها

با موضوع به حساب خود رسیدن در اسلام داشته باشم.

یکی از کلماتی که در قرآن مجید در مورد قیامت بکار رفته است یوم الحساب است.یعنی روزی که حساب اعمال میکشند.

رسول خدا (ص) فرمود: «حاسبوا انفسکم قبل ان تحاسبوا; قبل از آن که شما را به پای حساب رسی بکشانند، خودتان را به حساب بکشید.»

در  "هنر کمین و شکار"  این موضوع مرور دوباره نام دارد و هنری است که کار آموز کلیه امور زندگی خود را از ی تا الف بررسی میکند و عقده ها و گره های انرژی بازگشایی میگردد و بار احساسی - ذهنی - روانی و انرژیایی آدمی سبک میگردد و سالک سیالیت لازم برای سایر مراحل سلوک را بدست میآورد.

در تمرین مرور دوباره فرد بایستی هر واقعه زندگی خود را به یاد بیاورد و تمام جزئیات آن واقعه را در نظر بگیرد و سپس با تنفس انرژی به جا گذاشته در آن واقعه را باز پس بگیرد و یا انرژیی را که از دیگران است و در کالبد انرژی او گرفتار است آزاد سازد و قصد تبادل انرژی را داشته باشد.نکات مهم این هنر تنفس و به یاد آوری جزئیات و نیت اصلاح(قصد) میباشد. 

و اما در نهج البلاغه  خطبه ۹۰ بخش چهارم از حضرت علی (ع) حدیث شگفت انگیز  زیر را داریم:

عِبَادَاللهِ! زِنُوا أَنْفُسَکُمْ مِنْ قَبْلِ أَنْ تُوزَنُوا، وَ حَاسِبُوهَا مِنْ قَبْلِ أَنْ تُحَاسَبُوا، وَ تَنَفَّسُوا قَبْلَ ضِیقِ الْخِنَاقِ،

وَانْقَادُوا قَبْلَ عُنْفِ السِّیَاقِ..

اى بندگان خدا! خویشتن را وزن کنید  پیش از آنکه شما را وزن کنند; و به حساب خود برسید، پیش از آنکه شما را به حساب آورند. و تا راه نفس گرفته نشده، تنفّس کنید;  و پیش از آنکه شما را وادار به تسلیم کنند  تسلیم شوید...

ملاحظه میفرمایید که نکات مطرح شده در این حدیث شبیه تمرین مرور دوباره است و بلکه در جاهایی بر آن برتری دارد .

  

+ نوشته شده در  شنبه هشتم آبان ۱۳۸۹ساعت 13:1  توسط کیان دیده  |