شناخت خدا- عالم درون -ذهن و روان- عرفان

مقدماتی در مورد  شناخت خدا- عالم درون -ذهن و روان- عرفان

هماهنگی جسم و روح

بسمه تعالی

سلام دوستان چندی پیش در مورد هماهنگی جسم و روح و حافظه سلولی مطالبی نوشته شد.

بهترین حالت جسم ما کدام حالت است؟

ما در بهترین حال که باشیم چه احساسی داریم؟

شاید توجه کرده باشید که در سالم ترین و بهترین حالت معمولا ما اصلا جسم مان را احساس

هم نمی کنیم! نمی دانم کودکی هایتان را به یاد می آورید یا خیر اما یادم هست که در آن زمان

 خیلی جسمم را احساس نمی کردم و یواش یواش بعد از بلوغ کنترل و احساس بیشتری در

 مورد جسمم پیدا کردم وکم کم  لذت ، سبکباری و نشئه شگفت انگیز کودکی ها در طوفان

 احساس های جسمی و حسی گم شد!

ما باید با جسم مان و روح های سلولی و اندام هایمان صحبت کنیم و از آنها بخواهیم که با ما

لجبازی نکنند و به حرف ما گوش کنند

جسم معبدی پیچیده و شاهکاری روحی است اندام های تحتانی ستون فقرات مربوط به

 ریشه زندگی مادی ما است و توجه و حساس کردن زیاد آنها بدون توجه به نقاط بالایی و

 سر موجب تخریب و ضعف قوت مراکز و اندام های تحتانی میگردد.

آیا تاکنون ریشه زدن یک دانه گندم را مشاهده کرده اید!

 ابتدا در چند جهت ریشه های سفید،ظریف و نازک  با سرعت شروع به رشد می کنند و

 همزمان و با سرعت کمتری جوانه رشد می کند یکی در اعماق زمین میرود و دیگری سر

به سوی آسمان دارد. در دو جهت متضاد! که همدیگر را تکمیل میکنند.

این شاهکار هستی در مورد رشد روحی و معنوی انسان هم تا حدودی مصداق دارد.

یعنی ما باید هم اندام های تحتانی پر قدرت داشته باشیم و هم اندام های فوقانی قوی

لیکن رازی هست که قوت تحتانی از فوقانی می آید و سر ریز می کند مثل آب تا مناطق پایینی

 مشروب گردد.

ما می توانیم آگاهی جسم را به روح بدهیم و آگاهی روحی را به جسم مان تا باهم هماهنگ

 و متحد گردند تا چرخه کامل گردد.

در روایت هایی هست که وقتی که حضرت رسول (ص) فوت شده بودند بلند می شوند و مطالب

 بسیاری به حضرت علی (ع) آموزش دادند و یا حضرت علی (ع) خودشان در تشییع جنازه

 خودشان شرکت داشتند!

و یا سالم ماندن جسد بسیاری دیگر که پس از گذشت سالها و بلکه قرن ها هنوز تر و تازه است!

در طریقت تولتک ها ما خوانده ایم که آنان هنگام عزیمت از این جهان شگفت انگیز مادی تمام

جسمشان را به انرژی تبدیل میکنند و جسم و روحشان کلا یکی میگردد.

+ نوشته شده در  سه شنبه پانزدهم اسفند ۱۳۹۱ساعت 10:45  توسط کیان دیده  | 

حافظه سلولی اندامی

بسمه تعالی

سلام دوستان عزیز!

دیروز تجربه ای داشتم که خیلی جالب بود. هنگام نماز صبح  ، وسط اذان گفتن یادم رفت که اذان

می خوانم یا اقامه و به هیچ وجه در آگاهی من نبود که کدامش را می خوانم و در

 "حی علی خیر العمل " بودم اما دیدم که خود بخود و بدون دخالت آگاهانه من زبانم ادامه داد

و در نهایت اذان را خواندم.

به نظر میرسد هر عضو و اندام و یا کلا سلول های ما دارای حافظه ای جداگانه هستند.گوئیا

هر عضوی نوعی استقلال دارد و چندان تحت فرمان ما نیستند . از این دست تجربیات فراوانند

 مثلا هنگام رانندگی که غالبا متوجه حرکاتمان نیستیم و بطور خودکار رانندگی می کنیم و

 حتی گاهی  ما در آگاهی خودمان چیزی را نمی خواهیم اما بدنمان اجبارا آن کار را انجام

می دهد مثل بسیاری از افکاری که ما نمی خواهیم اما جبرا در ذهن ما می آیند و انواع اعتیادها.

گویا با تکرار هر کاری در انجام آن کار استاد می شویم اما به انجام آن کار معتاد هم می شویم

 و در قفس می افتیم و آزادی عمل را از دست می دهیم و روح و خودآگاهی ما اسیر

جبر تن و ماده میگردد! جسم به راهی میرود و روح می خواهد به راهی دگر برود !

چاره چیست؟ چگونه باید عمل کرد؟

می دانیم که اتحاد جسم و روح به ما توصیه شده است و هماهنگی میان آنها اهمیت ویژه دارد.

بحث حافظه سلولی و آگاهی سلولی و یا روح سلولی موضوعاتی مهم هستند که علم امروزه

 نیز در ابعادی به آن پرداخته است.در پست های قبلی آخرین مناجات های شهید

 دکتر چمران را داریم که صحبت کردن ایشان با پاها ، دست ها و اندامشان بسیار پرمعنی

و ژرف است.

ظریفی می گفت  سازمان بدن انسان مانند یک سازمان که متشکل از بخش های

 مختلفی است میباشد یعنی مثل هر سازمانی که علاوه بر رئیس سازمان ، مدیر کل

و رئیس اداره و یا ...  دارد که در حد خودشان مسئولیت دارند  در جسم انسان نیز علاوه

بر روح الهی و اصلی ما ، روح های سطح پایین تری هستند که وظایف اندام های بدن را

رتق و فتق می کنند و تحت فرمان روح اصلی ما هستند.

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و ششم دی ۱۳۹۱ساعت 9:13  توسط کیان دیده  |