بسم الله الرحمن الرحیم
یاد خدا =ابر تمرین
هر چیزی در این عالم قیمتی دارد حتی پروردگار عالمیان در قرآن مجید سوره مبارکه توبه آیه شریفه 111 میفرماید:
إِنَّ اللّهَ اشْتَرَى مِنَ الْمُؤْمِنِينَ أَنفُسَهُمْ وَأَمْوَالَهُم بِأَنَّ لَهُمُ الجَنَّةَ
در حقيقتخدا از مؤمنان جان و مالشان را به [بهاى] اينكه بهشت براى آنان باشد خريده است
در فراروانشناسی از دوست داشتن خود بحث شده است و در اسلام و فرهنگ ایرانی از احساس عزت نفس داشتن.
اینکه انسان قیمت خودش را بالا ببرد محاسنی دارد.از جمله اینکه در مقابل مفاسد خودش را خراب نمی کند. احساس ارزش میکند و در برابر شهوات و نفسانیات کم نمی آورد و خود فروشی نمیکند زیرا میداند که بسیار با ارزش است. و همچنین انسان خودش را لایق دریافت برکات و نعمت های خداوند می بیند و لذا اعتماد به نفس انسان بالا میرود و این اعتماد به نفس زمینه ساز پیشرفت مادی و معنوی انسان میگردد.
با وجود اینکه این مطالب بسیار روشن است و اغلب فکر میکنند خودشان را دوست دارند ولی اینگونه نیست و حتی خیلی ها از خودشان بدشان هم می آید .
خیلی ها از دماغشان و یا هیکل شان و بطور کلی از جسمشان راضی نیستند و میگویند ایکاش خدا ما را اینطوری نمی آفرید و مثل فلانی خلق میکرد.(جسم ابر مکانیزیسم بسیار شگفت انگیزی است که دارای توانمندیهای فوق العاده زیاد و باور نکردنی است با اینحال مثلا به خاطر یه کم کوچک و یا بزرگ بودن دماغ از آن خوشمان نمی آید غافل از اینکه همین دماغ با هر شکل و طرحی که دارد بسیار توانایی های مادی و معنوی در آن گذاشته شده است.و اصلا مگه یه کم کوچک و یا بزرگ بودن آن در برابر عظمت بیحد و حصر خلقت آن چیزی محسوب میشود.)
خیلی ها از ذهن خودشان راضی نیستند و از قدرتهای ذهنی خودشان مثل ضریب و بهره هوشی ، توانایی کنترل احساسات ، توانایی ارتباط برقرار کردن و ... احساس نقص میکنند و راضی نیستند.
کتابی هست بنام "چهار میثاق " نوشته دون میگوئیل روییز که در فرهنگ عرفان سرخپوستی رشد کرده و در مورد دوست داشتن خود اینگونه میگوید:
در طی جریان اهلی شدن (منظور بزرگ شدن و انطباق پیدا کردن با فرهنگ جامعه است)، تصویری از کمال به دست می آوریم (بوسیله نصایح و دستورات پدر ، مادر و بزرگان که میگویند این کار خوب است و آن کار بد است، پسر یا دختر خوب اینجوری است و آنجوری نیست و ....) و می کوشیم به اندازه کافی خوب باشیم . ما تصویری خلق می کنیم از کسی که باید باشیم تا همه ما را بپذیرند . مخصوصا تلاش می کنیم تا خوشایند کسانی باشیم که دوست مان دارند ، مثل مادر و پدر ، برادر و خواهر های بزرگ تر ، رهبران مذهبی و آموزگاران . در این تلاش برای خوب بودن به نظر آنها ، تصویری از کمال می سازیم . اما این تصویر قالب ما نیست . ما این تصویر را می سازیم ، اما این تصویر واقعی نیست . ما هرگز از این دیدگاه کامل نخواهیم بود . هرگز !
سپس آقای روئیز میگویند که چون ما هیچ وقت نمیتوانیم مطابق نظر دیگران باشیم و همواره در دهن مردم را نمی شود بست و هر چقدر هم که سعی کنیم خوب باشیم باز هم از ما ایراد میگیرند باعث میشود که خودمان را قضاوت و محکوم کنیم و چون محکوم شده ایم احساس گناه میکنیم و چون احساس گناه میکنیم مستوجب عذاب جسمی و روحی میشویم!و خودمان را دوست نخواهیم داشت زیرا نظام ارزشی ما توسط دیگران و جامعه کنترل میشود و درونی نیست.
همچنین "اوشو " عارف شهیر هندی میگوید:
" دوست داشتن دشمن، آسان است اما دوست داشتن خود مشكل.بسيار مشكل.تو خودت را خوب مي شناسي پس چگونه مي تواني خودت را دوست داشته باشي ؟ اما كسي كه مي تواند به خود عشق بورزد ، مي تواند همه را دوست داشته باشد.به خود عشق بورز تا به هر كس ديگر عشق بورزي. اگر بتواني به خود عشق بورزي، شرط اساسي عشق را تحقق بخشيده اي و از اين عشق، صلح و آرامش بر مي خيزد و صلح و آرامش دروازه اي است كه ما از راه آن پيام خدا را دريافت مي كنيم. "
بی شک دوست داشتن خود یکی از اولین دروس طی طریق است . اما چگونه خود را دوست بداریم؟با این همه نقایص و رفتارهای اشتباه!
عمل کردن از سطح فرکانسی پایین (چاکراهای 1 و 2 و 3) باعث احساس کم ارزشی میکند به زبان دیگر رفتارهای نفسانی و یا گناه باعث میشود که احساس خوبی نسبت به خودمان نداشته باشیم و ارزشی برای خودمان قایل نشویم و بالعکس چنانچه از سطوح عالی تر وجودمان (چاکراهای 6 و 7 ) استفاده کنیم و رفتارهای خیر خواهانه و با درک و فهم از خود نشان دهیم آنگاه احساس با ارزش بودن میکنیم.
من از ارزشهای اجتماعی صحبت نمی کنم و اینکه دیگران ملاک تعیین کننده و قضاوت کننده کارهای ما باشند بلکه از ارزش الهی حرف میزنم. هرعملی که تجلی الهی باشد با ارزش است و هرچه که تجلی الهی را بکاهد بی ارزش است و ملاک هم همان حس الهی درونی خودمان و توانایی تمییز ماست.
خداوند سرچشمه همه خوبیها و ارزشهاست. سرچشمه دانایی و تواناییست.یاد خداوند شیرجه رفتن به اعماق ارزش هاست .یاد خداوند همراهی با کمال ارزشهاست. هماهنگی با ارزش مطلق است.
یاد خداوند در حقیقت به یاد آوردن با ارزش ترین جزء وجودی خودمان یا همان روح الهی دمیده شده در ماست.یاد خداوند کیمیای پربها شدن انسان است.