ارزانی

مقدماتی در مورد شناخت خدا- عالم درون -ذهن و روان- عرفان
با مشاهده هر لحظه از زندگي، تـو بايـد بـه یاد مـرگ و نيستي بيفتي . چون در غير اينصورت فقط نيمي از زندگي را مشاهده کرده اي .
هر لحظه به محض اينکه آغاز مي شود، پايان مي پذيرد . اگر تو اين واقعيت را درك نکنـي
به عظمت حيات پي نبرده اي . و لحظات به نظرت عادي مي رسند .
هر تعاملي به محض آنکه » آغاز مي شود « ، » پايان مـي پـذيرد .« اگـر روي ايـن موضـوع
بطور کامل تأمل و تعمق شود، گرانبها بودن هر لحظه از زندگي آشکار مي شود –
اگر تو مرگ را درك نکني، مواهب زندگي به نظرت ساده مي آيند . تو بايد برداشـتي بـيش از یک درك ساده از مرگ داشته باشي . تو بايد از مرگ استقبال کنی همانگونه که از زنـدگي استقبال مي کنی .
اگر بر اين تصور باشي که اين لحظه ممکن است آخرين ديدار تو با عزيزي باشـد، قـدر و
ارزش زندگي را خيلي بيشتر مي داني تجربه تو از لحظه کنونی شگفت انگيـز بـود، چنانچـه
فکر مي کردی که اين لحظات ممکن است ديگر تکرار نشود .
عدم آمادگي تو براي قبول واقعيـت مرگ سبب مي شود، از تفکر کردن روي زنـدگي و مواهـب آن خـودداري کنی . لـذا زنـدگي را آنطور که بايد تجربه کنی تجربه نمي کنی و در نتيجه لحظه را از دست مي دهي مرا با همـه مواهبي که مي تواند براي تو داشته باشد تو به جاي آنکه در لحظه زندگي کنی بـه گذشـته برمي گردي و تأسف هاي ناشي از آن .
اگر به طور عميق به چيزي نگاه مي کنی درون آن را مـي بينـي، بـا تفکـر و تعمـق روي
چيزي تو اين قدرت را پيدا مي کنی تا درون آنـرا ببينـي . در آن صـورت بـاور نادرسـتي که
دربارة ماهيت آن چيز داشتي از بين مي رود . و تو هر چيزي را آنچنان که هست مـي بينـي و فقط در آن صورت است .. مي تواني از آن لذت ببري . – به عبارتي شادي را وارد آن سـازي .
لذت بردن یعنی چيزي را شادي بخش ساختن.